تبليغاتX
سربازان تنها - سالروز انقلاب فریدون کنار

سربازان تنها

مجالی برای موسیقی راک

امروز بيست و چهار اسفند است.در شهر فريدون كنار مانند ساير شهر هاي ايران مردم با نزديك شدن عيد به اين سو و ان سو مي روند و در تكاپوي خريد عيد خود مي باشند.بچه ها شبها با شوق لباس نوي عيد به خواب مي روند واز مدرسه رفتن لذت مي برند چون مي دانند چند روز ديگر به مدت دو هفته از شر ان خلاص مي شوند.

 

اما درست يك سال قبل در چنين روز هايي فريدون كنار صحنه اتش بود.روز هايي كه فريدون كنار هيچگاه فراموش نخواهد كرد حتي اگر بعضي از ساكنان ان فراموشش كنند.اگر مي خواهيد تصويري نزديك به واقيت از وضعيت ان روز هاي فريدون كنار در ذهن داشته باشيد ويديو كليپ

اهنگ  FROM THE INSIDE  از گروه  LINKIN PARK  را ببينيد.شايد تصاوير ان ويديو كليپ كمي اغراق به نظر برسد ولي براي من كه در متن درگيريها بودم تماشاي چندين و چند باره اين ويديو كليپ قلبم را بدرد مي اورد روز هايي كه شهر از جريان طبيعي خود خارج شده بود مغازه ها تعطيل شده بودند هيچ اتومبيلي از خيابان نمي گذشت  گوشه و كنار خيابان لاستيكها در اتش مي سوختند شيشه بانكها شكسته بود و صداي دزدگير انها قطع نمي شد سانسور شديد خبري از انعكاس اخبار مربوط به ان شديدا جلوگيري مي كرد وبارش لا ينقطع باران تصوير دراماتيكي از اين قيام خلق كرده بود.جواناني كه شبانه به عنوان ياغي از خانه بيرون كشيده مي شدند در حالي كه مسببين اصلي اين واقعه ازادانه در خيابان پرسه مي زدند و اسامي متمردين را به خيال خودشان گزارش مي دادند و يا با موبايل هايشان از شورشيان جهت الصاق انها به پرونده عكسهاي هنري مي گرفتند.سربازان خسته از پياده روي هاي بي حاصل كه گه گداري با  باتوم به سروكله مردم بي گناه مي كوبيدند ويا با تفنگ ساچمه اي بدن افراد را زخم و زيلي مي كردند ومن گوشه اي تنها ايستاده بودم  وشوقي اهريمني در وجودم ريشه دوانده بود در حالي كه مرد م در جهت نيل به اهداف مسلمشان كتك مي خوردند من در ذهنم سعي مي كردم اهنگي بسرايم كه در قالب موسيقي راك بتواند حق مطلب را در مورد اين انقلاب خودجوش ادا كند مطمئنا از اين شانسها ديگر به من رو نمي كرد كه يك انقلاب هر چند بي حاصل را از نزديك لمس كنم اگر چه  به ظاهر بعد از چند روز غائله خوابيد و شهر به حالت عادي برگشت ولي انقلاب واقي در اذهان مردم به وقوع پيوست.و يك درك سياسي جديد در بين متفكرين ايجاد شد. اما من هرچه تلاش كردم نتوانستم شعري بگويم كه ابعاد اين حادثه بياد ماندني را در بر گيرد بعد از سرودن اين چند بيت متوقف شدم:

 

I FEAR OF THIS STRANGE NIGHT SILENCE

از اين سكوت عجيب شبانه مي ترسم

I HEAR FOOTSTEPS CLOSE

صداي پاهائي را مي شنوم كه نزديك مي شوند

THE TROOPERS RIDE ON THEIR CARS

سربازان سوار ماشين هايشان مي شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 7:56  توسط عماد  |