اي شهر كوچك بيت اللحم
شب آرام ديگري در راه است
بر فراز خواب بي رويا و عميقت
ستاره اي عظيم در آسمان مي درخشد
و زماني كه در تاريكي خفته اي
آن ستاره با نوري ابدي مي درخشد
به خاطر پادشاهي كه قلمروش را ترك كرده
و در يك اصطبل به خواب رفته
آه بيت اللحم نمي داني كه وقتي خواب بودي چه چيزي را از دست دادي
به خاطر خدائي كه انسان شد
و امروز گام به دنيايت گذاشت
آه بيت اللحم تو به تاريخ خواهي پيوست
بعنوان شهري كه اتاقي براي پادشاهش ندارد
وقتي خواب بودي....
اي شهر كوچك اورشليم
شب ساكت ديگري در راه است
پدر به تنها پسرش بخشيد:
سلوك-حقيقت-حيات
اما اتاقي برايش نبود در دنيايي كه براي نجاتش آمده بود
اورشليم چه چيزي از دست دادي زماني كه خواب بودي
ناجي دنيا دارد بر صليب تو مي ميرد
اورشليم تو به تاريخ خواهي پيوست
بعنوان شهري كه اتاقي براي پادشاهش ندارد
ايالات متحد آمريكا شب آرام ديگري در راه است
وقتي با نغمه فلاسفه به خواب مي رويم
كه درختان را نجات مي دهند و بچه ها را مي كشند
وقتي در تاريكي مي آرميم
فريادي از شرق اسمان به گوش مي رسد
براي آرايشگري كه باز مي آيد تا عروسش را بيارايد
آمريكا
چه چيزي از دست خواهيم داد زماني به خواب مي رويم
ايا عيسي باز مي گردد و ما را خواب آلود مي يابد
آمريكا
ايا ما به تاريخ خواهيم پيوست
بعنوان ملتي كه اتاقي براي پادشاهش ندارد
بيت اللحم: زادگاه عيسي پيامبر
