نون و خون
یکی تو فکرنونه یکی نونش تو روغن
یکی دلش خونه اونم تو صف روغن
یکی شباش پره از چراغای گردون و رقصون
یکی شباش تاریکه وسیاه عین زندون
یکی می کنه جون یکی میده خون
اما یکی هنوز تو فکریه لقمه نون
زندگی اما سخته ولی من می مونم
باید بجنگم اینو خوب می دونم
می مونم تا بجنگم
یکی چشماش پره خون یکی غرقه در خون
یکی میرا ثش برج عاج برادرم اما یادگارش فقط یه پلاک
یکی تو فکرنونه یکی نونش تو روغن
یکی دلش خونه اونم تو صف روغن
یکی شباش پره از چراغای گردون و رقصون
یکی شباش تاریکه وسیاه عین زندون
یکی می کنه جون یکی میده خون
اما یکی هنوز تو فکریه لقمه نون
زندگی اما سخته ولی من می مونم
باید بجنگم اینو خوب می دونم
می مونم تا بجنگم
یکی چشماش پره خون یکی غرقه در خون
یکی میرا ثش برج عاج برادرم اما یادگارش فقط یه پلاک
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1384ساعت 23:33  توسط عماد
|
